تبليغاتX
منتظر منجی

میگن روز عرفه قبل از حاجی های عرفات خدا به زائرای کربلا نگاه می کنه و اول حاجت اونا رو میده . میدونی

السلام علیک یا اباعبدالله

السلام علیک یا ابالفضل العباس

آقا جون سلام.منم.دوباره عرفه شد. دوباره اومدم.اما این بار با کلی شرمندگی.آقا اومدم با رو سیاهی.

احیاهای امسالم دوباره رفتم هیئت،خوب بود،اما تا شبای احیا تموم شد گناه کردن ما شروع شد.دوباره من موندم و رو سیاهی.اما آقاجون بازم آرومو خریدی.آقا از خونت بیرونم نکردی نذاشتی کسی بفهمه کنیز بدی بودم.

بی بی جون خودت دستمو بگیر.خودت جلو پسرت رو سفیدم کن.خودت به دادم برس.خانم جون خودت می دونی تو دلم چی میگذره.خودت به دلم سامون بده.

جواب سوال اولمو میخوام بنویسم(البته این نظر منه)

هر سال شبای احیا تا صبح همه شب زنده داری می کنیم.شب اول میگیم بی بی جون غصه نخور خدا بزرگه.شب دوم می گیم آقاجون سرت سلامت.شب سوم می گیم:آقاجون اجرک الله فدای شال سیاهت.

ماه رمضون تموم شد.شوال و ذی القعده هم رفت.دوباره ذی الحجه اومد.دوباره شور و حال حج و مکه و عرفات.دوباره عشق به معبود.توی این همه عشق،عشق آقام حسین خیلی تو چشم میزنه.خیلی فداکاریه،یه عاشق خدا از رفتن به حج اکبر صرف نظر کنه کاروان راه بندازه بره کربلا.کربلا نگو بگو قتله گاه بگو بیابونه بلا.یه کاروان همه عزیز دردونه.

اما خدایا این کاروان چی شد؟

خدایا عزیز رسولت،جگر گوشه فاطمه،پسر علی،بی بی زینب،علی اکبر،قاسم ،عون،جعفر،علی اصغر،عمو عباس،علمدار کربلا کجا رفتن؟

خدایا بی بی چی شد تو کربلا که اونجور پریشون شد؟

خدایا کربلا چی شد که عمو عباس صدا زد داداش؟

خدایا علمدار عاشورا سرشو رو زانو کی زمین گذاشت؟

خدایا چی شد رقیه سادات گفت:

دگر من تشنگی را دوست دارم اگر آب یعنی بی عمویی؟

آره عاشقای ارباب به نظر من بخاطر این عاشقای خداییه که خدا اول به زائرای کربلا نظر می کنه روز عرفه.

نمی دونم شما امسال عرفه کجا می رین اما هر جا رفتین منم دعا کنید.

ان شاالله سال دیگه عرفه بین الحرمین باشیم.

التماس دعا.


 

نوشته شده توسط کنیز آل طه در شنبه بیست و سوم آبان 1388 ساعت موضوع | لینک ثابت


برایم گفته بودند صفا و مروه در سرزمین وحی است و ساقی آن هاجر

آب گوارا زمزم است و ساقی بنی هاشم

قبرستان بقیع است و شهیدانش غریبان

حرم کعبه است و حاجی آن ابراهیم

بزرگتر که شدم گفتند خدا بنده ای است پاک که در سرزمین نینوا آرمیده است

نامش حسین است.

کشتی نجات است

راهی به سوی الله است

بار سفر بستم و راهی شدم

بهشتی به نام بین الحرمین

یک سو ارباب وفا و یک سو مولایم حسین

گاهی به حرم امیرم نگاه می کردم و گاهی به پرچم در حال حرکت مولایم حسین

یکسو ناله عطش طفلان می آمد و سوی دیگر ناله ادرک اخا

یک سو ناله ی غریب مادر حسین می رسید و یک سو ناله ی عباس برادر رشیدم عباس

ناله ی زینب بود

ساعی بود اما هاجر نبود

می دوید به سمت برادر به سمت جگرگوشه هایش

ناگاه به سوی علی اصغر و علی اکبر

ناگاه به سوی قتلگاه

چشم گشودم و رفتم به سمت کسی که اذن دخول حرم حسین است

مردی تنومند که در علقمه مشک بر شانه داشت

مشک سقا را زدند

با نیزه با شمشیر با عمود

قطعه قطعه اش کردند

دیدگانم را پر از اشک است میگشایم

خود را به بیرون رساندم

خیابان بین الحرمین را با پای برهنه دویدم

دیده گشادم و به سمت حرم اقا رفتم

خدایا کعبه در سرزمینی دیگر است حاجی آن ابراهیم است

اما این کدامین کعبه است که حاجی آن انبیا هستند.

صدایی در وجودم طنین انداز شد و گفت:

این کعبه ضریح شش گوشه حسین است.

 

 


 

نوشته شده توسط کنیز آل طه در پنجشنبه چهاردهم آبان 1388 ساعت موضوع | لینک ثابت


خواهرم ای دختر ایران زمین

خواهرم ای دختر ایران زمین
 یک نظرعکس شهیدان را ببین
درخیابان چهره آرایش مکن 
از جوانان سلب آرامش مکن

خواهرم ای دختر ایران زمین
 یک نظرعکس شهیدان را ببین
درخیابان چهره آرایش مکن 
از جوانان سلب آرامش مکن
خواهرم این لباس تنگ چیست
 پوشش چسبان رنگارنگ چیست
پوشش زهرا و زینب بهترین
 برتو ای محبوب خواهرآفرین
پیش نامحرم تو طنازی مکن
 با اصول شرع لجبازی مکن
یادت آید از پیام کربلا
گه گاهی شرمت آید ازخدا
در جوارش خویش را مهمان نما
با خدا باش و دل را ده صفا
یادکن از آتش روز معاد
طره گیسو مده بر دست باد
زلف را از روسری بیرون مریز
 با حجاب خویش ازپستی گریز
در امور خویش سرگردان مشو
نو عروس چشم نامردان مشو
خواهر من قلب مهدی خسته است
زین گناهان قلب او بشکسته است
خواهرا دیگرتوکودک نیستی
فاش تر گویم عروسک نیستی


 

نوشته شده توسط کنیز آل طه در دوشنبه یازدهم آبان 1388 ساعت موضوع | لینک ثابت


 

در حفاظت ز امیرم حضرت خامنه ای            میشوم میثم تمار به دارم بزنید

سلام

پیشاپیش میلاد امام رئوف رو بهتون تبریک میگم

 

 

يا ضامن آهو!
در بند هواييم، يا ضامن آهو!
در فتنه رهاييم، يا ضامن آهو!
بی تاب و شکيبيم، تنها و غريبيم
بی سقف و سراييم، يا ضامن آهو!
عريانی پاييز، خاموشی پرهيز
بی برگ و نواييم، يا ضامن آهو!
سرگشته‌تر از عمر، برگشته‌تر از بخت
جويای وفاييم، يا ضامن آهو!
آلوده‌ی بدنام، فرسوده‌ی ايام
با خود به جفاييم، يا ضامن آهو!
آلوده مبادا، فرسوده مبادا
اين گونه که ماييم، يا ضامن آهو!
پوچيم و کم از هيچ، هيچيم و کم از پوچ
جز نام نشاييم، يا ضامن آهو!
ننگينی ناميم، سنگينی ننگيم
در رنج و عناييم، يا ضامن آهو!
بی رد و نشانيم، از ديده نهانيم
امواج صداييم، يا ضامن آهو!
صيد شب و روزيم، پابند هنوزيم
در چنگ فناييم، يا ضامن آهو!
چندی است به تشويش، با چيستی خويش
در چون و چراييم، يا ضامن آهو!
با دامنی اندوه، خاموش‌تر از کوه
فرياد رساييم، يا ضامن آهو!
مجبور مخيّر، ابداع مکرر
تقدير قضاييم، يا ضامن آهو!
افتاده به عصيان، تن داده به کفران
آلوده‌رداييم، يا ضامن آهو!
حيران شده‌ی رنج، طوفان‌زده‌‌ی درد
دريای بکاييم، يا ضامن آهو!
تو گنج نهانی، ما رنج عناييم
بنگر به کجاييم، يا ضامن آهو!
با رنج پياپی، در معرکه‌ی ری
بی قدر و بهاييم، يا ضامن آهو!
نه طالع مسعود، نه بانگ خوش عود
زندانی ناييم، يا ضامن آهو!
در غربت يمگان، در محبس شروان
زنجير به پاييم، يا ضامن آهو!
رانده ز نيستان، مانده ز ميستان
تا از تو جداييم، يا ضامن آهو!
سودای ضرر ما، کالای هدر ما
اوقات هباييم، يا ضامن آهو!
دل‌خسته و رسته، از هر چه گسسته
خواهان شماييم، يا ضامن آهو!
روزی بطلب تا، يک شب به تمنا
نزد تو بياييم، يا ضامن آهو!
در صحن و سرايت، ايوان طلايت
بالی بگشاييم، يا ضامن آهو!
با ما کرم تو، ما در حرم تو
ايمن ز بلاييم، يا ضامن آهو!
چشم از تو نگيريم، جز تو نپذيريم
اصرار گداييم، يا ضامن آهو!
در حسرت کويت، با حيرت رويت
آيينه‌لقاييم، يا ضامن آهو!
مشتاق زيارت، تا جبهه‌ی طاعت
بر خاک تو ساييم، يا ضامن آهو!
گو هر چه نبايد، گو هر چه ببايد
در کوی رضاييم، يا ضامن آهو!
آيا بپذيری، ما را بپذيری؟
در خوف و رجاييم، يا ضامن آهو!
مِهر است و اگر قهر، شهد است و اگر زهر
تسليم شماييم، يا ضامن آهو!
فريادرسی تو، عيسی‌نفسی تو
محتاج شفاييم، يا ضامن آهو!
هر چند گنه‌کار، هر قدر سيه‌کار
بی رنگ و رياييم، يا ضامن آهو!
ما بنده‌ی درگاه، در پيش تو، اما
در عشق خداييم، يا ضامن آهو!
در رنج و تباهی، وقتی تو بخواهی
آزاد و رهاييم، يا ضامن آهو!
ای چشمه‌ی خورشيد، مهر تو درخشيد
در عين بقاييم، يا ضامن آهو!
ما همسفر شوق، فريادگرشوق
آوای دراييم، يا ضامن آهو!
همخانه‌ی شبگير، همسايه تأثير
پرواز دعاييم، يا ضامن آهو!
همراز به خورشيد، دمساز به ناهيد
در شور و نواييم، يا ضامن آهو!
هم‌صحبت صبحيم، هم‌سوی نسيميم
هم‌دوش صباييم، يا ضامن آهو!
ما خاک ره تو، در بارگه تو
گويای ثناييم، يا ضامن آهو!
سوگند الستيم، پيمان نشکستيم
در عهد «بلی»ييم، يا ضامن آهو!
يار ضعفا تو، خود ضامن ما تو
ما اهل خطاييم، يا ضامن آهو!
هم مسکنت ما، هر مرحمت تو
مسکين غناييم، يا ضامن آهو!
از فقر سروديم، يا فخر نموديم
فخر فقراييم، يا ضامن آهو!
نه نقل فلاطون، نه عقل ارسطو
جويای هداييم، يا ضامن آهو!
هنگامه‌ی وهم آن، کجراهه‌ی فهم اين
ما اهل ولاييم، يا ضامن آهو!
از گوهر پاکيم، از کوثر صافيم
فرزند نياييم، يا ضامن آهو!
چاووش شب رزم، سرجوش تب رزم
شوق شهداييم ، يا ضامن آهو!
ايمان به تو داريم، يونان بگذاريم
تشريک‌زداييم، يا ضامن آهو!
منشور نشابور، سرسلسله‌ی نور
با حکمت و راييم، يا ضامن آهو!
تو راه مجسّم، گر راه به عالم
جز تو بنماييم، يا ضامن آهو!
تا صور قيامت، با شور ندامت
شايان جزاييم، يا ضامن آهو!
همراهی استاد آگاهی‌مان داد
کز تو بسراييم، يا ضامن آهو!
اين بخت سهيل است، کش سوی تو ميل است
در نور و ضياييم، يا ضامن آهو!
زين نظم بدايع، وين اختر طالع
اقبال‌هماييم، يا ضامن آهو!


 

نوشته شده توسط کنیز آل طه در شنبه دوم آبان 1388 ساعت موضوع | لینک ثابت