جهان پر شور و ماتم دل مهدي حزين شد
نوا پيچيده بر دلها که يارب اربعين شد
دوباره شور وغوغا به دشت کربلا شد
دوباره سينه ي عشق پر از شور و بلا شد
دوباره کارواني به دشت خون رسيده
که شام هجر زينب دوباره زد سپيده
ولي افسوس و ناله که دل آوا ندارد
به هم ره جمع عشاق دگر سقا ندارد
رسيده کارواني که آب آور ندارد
علي اصغر ندارد علي اکبر ندارد
ببين از ره حبيبا رسيده خسته يارت
دل زينب پر از غم نشسته بر مزارت
من از هجر رخ تو ببين قامت خميدم
ببين جسم کبود و ببين موي سپيدم
چه گويم اي برادر تو را از آنچه ديدم
ز سيليها که خوردم چه غمهائي کشيدم
سرت در تشت خون و يزيد و بزم باده
چو ديدم خيزران را به لبهايت نهاده
ز کف شد طاقت من شکستم اي برادر
به روي پاي پر زخم نشستم اي برادر
بگويم از غم دل ز سنگ جاري از بام
ز نفر ين و ز طعنه ز لبخند و ز دشنام
رسيده کارواني به دشت آه و ناله
ولي هم ره ندارد يکي طفل سه ساله
صدا زد بر من و گفت رقيه در دل شب
حلالم کن که رفتم ز پيشت عمه زينب
چو ديدم واي ازاين دل دو چشمم را گشودم
يکي راس تو بود و يکي ياس کبودت
سرت بر روي دستش رقيه چشم بسته
در آغوشش تو بودي به دستان شکسته
حـج نـيـمـه تـمـام حـسـيـن (ع ) در عـاشـوراكامل گشت .
حـسـيـن ، برنامه (مكه ) را در (كربلا) پياده كرد.
حـسـيـن ، احرام را روز عـاشـورا در كربلا، به جاى آورد.
همانجا، (لبّيك ، اللّهم لبّيك گفت .
همانجا، مُحرِم شد.
همان روز، در ظهر عـاشـورا، (عيد قربان ) را بر پا نمود.
همان روز، سعى بين صفا و مروه نمود.
احـرام حـسـيـن ، آن پـيراهن كهنه اى بود كه از خواهرش زينب گرفتپوشيد، تا دشمنان پس از شهادتش ، از تن وى ، برون نياورند.
لبّيك حـسـيـن ، آن عشق و آمادگيش براى شهادت و لقاءاللّه بود.
قـربـانـى حـسـيـن ، هـفـتـاد و دو سـربـاز جـانـبـاز بـود،ابـوالفضل ، على اكبر، قاسم ، عون ، جعفر، عبداللّه ، على اصغر،بـرير، حبيب ، مسلم ، نافع ، حرّ، انس و... كه هر كدام ، مظهر صدقو صفا و آزادگى و تقوا بودند.
سعى حـسـيـن ، از صفاى خيمه گاه ، تا مروه ميدان بود.
آن روز بـارها و بارها، اين فاصله را طى كرد، گاهى براى حمله ،گاهى براى آوردن پيكر شهدا، به خيمه ، گاهى براى حضور بربالين جوانان شهيد،
گاهى براى دفاع از حرم و اهل بيت و خيمه ها،
گاهى آب خواستن براى على اصغر و كودكان تشنه ،
گاهى براى موعظه و ارشاد سپاه دشمن ،
گاهى براى يارى برادرش عباس در ميدان جنگ ،
كربلا، مناى حـسـيـن بود،
كربلا، قربانگاه هفتاد و دو تن از زبدگان بود،
كربلا، (حج اكبر) امام حـسـيـن بود.
مگر نه اينكه خدا، در كربلا هم هست ؟!
پس هر جا كه او هست ، طواف هم همانجاست .
(ما را طواف كعبه ، به جز دور يار نيست
كز هر طرف رويم ، خدا روبروى ماست )
نوشته شده توسط کنیز آل طه در پنجشنبه هفدهم اسفند 1385 ساعت موضوع | لینک ثابت
يا حسين غريب مادر تواي ارباب دل من
يه گوشه چشم تو بسه واسه حل مشکل من
آخرش مياد آقا جون رو چشام قدم بزاري
ببريم تا کربلا و نميزاري تو خماريم
يروزي مياد آقا جون که منم سگ تو باشم
چشامو موقعه مرگم زير پات گذاشته باشم
از سفر عاقبت سرت آمد
نور بر چشم دختر آمد
شاميان طعنه ام دگر مزنيد
پدرم از مسافرت آمد
عمه جان خيز و خانه جارو کن
پدر من، برادرت آمد
زير باران سنگِ سنگ دلان
چه بلايي سر سرت آمد
لحظه سر بريدنت بابا
به گمانم آخرت آمد
دختري ماند مثل گل ز حسين
چهره اش داغ باغ نسرين بود
جايش به رو آغوش و بر دوش
بس که شور آفرين و شيرين بود
وقتي آن طفل گريه سر مي داد
در و ديوار گريه مي کردند
چشم هشتاد و چهار کودک و زن
بهر او زار گريه مي کردند
از همه دم به دم پدر مي خواست
بي خبر بود از سنان و سنين
راه ميرفت دست بر ديوار
روي ديوار مي نوشت حسين
(کجا پاي راه رفتن داشت)
زخم بر پاي کوچکش بسيار
بهر راه رفتن نبودش تاب
مي نشست و به روي صفحه خاک
مشق مي کرد طفل بابا آب
التماس دعا
نوشته شده توسط کنیز آل طه در چهارشنبه نهم اسفند 1385 ساعت موضوع | لینک ثابت
بسم رب المهدي ارواحنا الفداه
سلام بر مهدي فاطمه سلام بر منتظران حضرتش
اربعین نزديک است مواظب باشيم نکند نا آگاهانه باعث شويم امام حسين عليه السلام در زمان ما به دست ما دوباره شهيد شود شهيد تحريفات
شايد همه در کتاب حماسه ي حسيني خوانده باشيم:
«...بحث من اين است که در نقل و بازگو کردن حادثه ي عاشورا ما هزاران تحريف وارد کرده ايم... (اين تحريفات) همه در جهت پايين آوردن و مسخ کردن قضيه بوده در جهت بي خاصيت کردن و بي اثر کردن قضيه بوده است و در اين امر هم گويندگان و علما تقصير داشته اند هم مردم.
(مردم هم مسئولند چون) نهي از منکر بر همه واجب است.وقتي که مي فهميد و مي دانيد-و مردم اغلب مي دانند- که دروغ است نبايد در آن مجلس بنشينيد بلکه بايد با آن مبارزه کنيد.
و ديگر اين تمايلي ست که صاحب مجلسها و مستمعين به گيراندن مجلس دارند مجلس بايد بگيرد بايد کربلا شود... يعني چه؟ شما بايد روضه ي راست بشنويد و معارف و سطح فکريتان را بالا بيايد به طوريکه اگر در يک کلمه روحتان اهتزاز پيدا کرد يعني با روح حسين بن علي هماهنگي کرد و اشکي ولو به قدر بال مگس[جاري شد] ... واقعا مقام بزرگي براي شماست اما اشکي که از راه قصابي کردن بخواهد از چشم شما بيايد اگر يک دريا هم باشد ارزش ندارد.»
حماسه حسيني ج1/ ص 62 تا 65
حالا ما بايد در برابر تحريفاتي و غلوها و دروغهايي که مي شنويم چه کنيم؟ من يک پيشنهاد دارم.
چند روز به اربعین باقي مانده هرکدام از ما مسجد يا حسينيه يا هيئتي در نزديک خانه مان هست من پيشنهاد مي کنم يک طومار خطاب به روحاني مسجد يا مسئول هئيت تهيه کنيم و در آن تاکيد کنيم که دقت کنند تنها حقايق بر اساس مستندات گفته شود و با خرافات و دروغ ها و غلوها برخورد شود و به امضاي اهالي آن مسجد يا هيئت برسانيم
اين کار چند فايده دارد اول اينکه خود آن شخص مسئول دقت مي کند از خودش خطايي دراين مورد سرنزند و ضمنا مراقب ديگران هم هست ضمن اينکه ما غير مستقيم اهالي را هم متوجه خطرات تحريفات عاشورا مي کنيم
هستين؟
التماس دعاي فرج
به اميد ظهور
عمة سادات بي قراره
غصه و غم هاش بي شماره
تموم غصش غم ياره
تنها اميدش بي پناه
روزاي سختي توي راه
رو خاك صحرا پا مي ذاره
ذكرآسمونها
واي زينب واي زينب واي زينب
ذكر كهكشونها
واي زينب واي زينب واي زينب
نوشته شده توسط کنیز آل طه در یکشنبه ششم اسفند 1385 ساعت موضوع | لینک ثابت
درباره وبلاگ

در حفاظت ز امیرم حضرت خامنه ای
می شوم میثم تمار به دارم بزنید
فهرست اصلی
آرشیو موضوعی
دوستان
پیوندهای روزانه
نوشته های پیشین
سایر امکانات
POWERED BY
BLOGFA.COM
طراح این
قالب:
قالبهای مذهبی بلاگفا